تبليغاتX
همه با هم در نگاهی تازه به زندگی


بسم الله الرحمن الرحيم

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط پریشان |

مخصوص شما

خودم تنها ، تنها دلم           چون شام بی فردا دلم

 چون کشتی بی بادبان            افتـــــاده در دریا دلم

 تو ای خدایی مهربان              تو ای پناه بی کسان

با سنگ غم مشکن دیگر        تو شیشه ی مینا دلم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط پریشان |

پریشان

خـدایـــا

 

مرا به خاطر شکایت هایم ببخش ...

و زمانی که ناشکری کردم ،

به آرامی به من یادآوری کن ...

از تو به خاطر آنچه برایم مقدر کرده ای متشکرم !

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط پریشان |

وصیت

 

یه مرد بی هویت ، یه نامه وصیت ، یه حلقه توی دست مرد خسته ...

 

           

بال و پرهای شکسته
جغد پیر و زشت و خسته
گوید از طوفان رهایی نیست
دلم بر مرگ ماهی ها می سوزد
دلم از فکر دیوار بلند شب می گیرد
دلم در این شب سنگین
هوای تازه میخواهد
هوای تازه ی دریا
طلوع تازه ی خورشید
صدای گرم یک باران

گیاهی سبز در گلدان
دلم فریاد می خواهد
رهایی , زندگی , پرواز می خواهد
دلم در سینه می میرد
دلم در سینه می گیرد
دلم بر مرگ ماهی ها به آرامی درون سینه می گرید

کوچه های تنگ و خسته
خانه ی دلگیر و بسته
گوید اینجا رهگذاری نیست
دلم بر مرگ ماهی ها می سوزد

یه مرد بی هویت ، یه نامه وصیت ، یه حلقه توی دست مرد خسته ...

 

           

بال و پرهای شکسته
جغد پیر و زشت و خسته

دلم بر مرگ ماهی ها می سوزد

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط پریشان |

اشک

خداوند ميفرمايد :بخواهيد تا داده شود ، بجوئيد تا بيابيد ، درب بزنيد تا به روي شما باز شود ، اگر كودكي از والدين خود نان بخواهد آيا به او سنگ ميدهند ؟ پس چقدر بيشتر به شما خواهم داد اگر شما بخواهيد .من بر پشت درب دل شما ايستاده ام و درب ميزنم ، شما فقط كافيست بشنويد و درب را باز كنيد ، آنگاه من در قلب شما ساكن ميشوم و با روح پاك خود شما را تطهير ميكنم و شما دوباره متولد ميشود...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط پریشان |

 

بزرگترين خيانت ها اين است که به دوست خود که تو را راستگو مي پندارد دروغ بگويي.
حضرت محمد (ص(

 

حسد ورزيدن علامت بارز بي لياقتي است.
)
لارو شفوکو(

 

مردان آفريننده ي کارهاي مهمند و زنان به مجود آورنده ي مردان مهم.
)
رومن رولان(

 

عشق, اصل همه چيز، دليل همه چيز و خاتمه ي همه چيز است.
)
لاکوردر(

 

با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق فراموش مي شود.
)
اخوان صفا(

 

کسي را که به شما شنا ياد داد, غرق نکن.

 

يا چنان باش که هستي يا چنان باش که مي نمايي.

 

پروانه گاهي فراموش مي کند که زماني کرم بوده است.

 

اميد دارويي است که شفا نمي دهد, اما درد را قابل تحمل مي کند.

بزرگترين ضعف انسان, کوچک شمردن يا دست کم گرفتن خود است.

 

اگر کسي تو را آنطور که مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

 

دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند .

 

بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد .

 

هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي ناراحتي چون هر کسي امکان دارد عاشق لبخند تو باشد .

 

هرگز وقتت را با کسي که حاظر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران .

 

به آن چه که گذشت غم نخور به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

 

هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني .

 

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که اتظارش را نداري .

 

شايد خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب بسياري را بشناسي و سپس شخص مناسبي را به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکر گذار باشي .
)
گابريل گارسيا مارکز(

 

براي عشق مبارزه کن ولي هرگز گدايي نکن

 

عشق دو دستي تقديم نمي شود پس براي انکه بدستش آوري کوشش کن

 

عشق به هر چيزي شيرين است عشق به بودن و يا عاشق به خدا بودن از همه شيرين تر است

 

عشق غالبا يک نوu عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است.
 

علم ثابت کرد که شکر در آب حل ميشه ،تورو خدا وقتي بارون امد بيرون نرو چون شيرين ترين فرد زندگيمو از دست ميدم

 

 

 

 

 

 

يكي بود يكي نبود . اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم . يكي داشت يكي نداشت اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم

 

 

 

 

 

 

دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنه‌‌ي کهکشنها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نيستم! ميثم خورگامي

 

 

کي از بهترين ها مي گويد: اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش ..اخ  مگه بهت نگفتم  مواظب خودت باش!!

نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط پریشان |

بین هزاران دیروز و میلیونها فردا

 فقط یه دونه امروزه...

پس از دستش ندیم...                           

                            ازش لذت ببریم...

وبه دوستانمون خوش آمد بگیم...

فرقي نمي كند، گودال آبي كوچك باشي

يا دريايي بيكران

زلال كه باشي آسمان درتوجاريست 

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط پریشان |

به آن پرنده بیندیش

                که زمین را به آسمان پیوست

و در بیان توانایی

                                  این کلام ناچیزی بود

که از زبان انسان جاری شد

                                 من به هرزگی نمی اندیشم

من به حقیقت می اندیشم

                                              در هرزگی و نجابت

و از تو خواسته ام

                                         که خویشتن را دریابی

و حقیقت را

                                    که در شیار دستانت فریاد می کشد.

میدانی هیچ زمینی

                                         به سختی حقیقت نیست

حقیقت را تو

                                        در خیالت از یاد برده ای

باید درد را دریافت

                                درد را که در من است

که درد تست 

                                                    ایمان تو منم 

بیا دروغ نگوییم و از کلام بپرهیزیم

                                            و با سکوت این اعتراف وحشتناک

تا عمق پوچ بتازیم

                                     من از نهایت خود می آیم

و از نهایت تو در من

                                          و اینک ترا

به تماشای فاجعه می خوانم !                                   

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط پریشان |

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط پریشان |

روزهایی در غم دیروز، در استرس فردا...این است انسان. راه حل ساده است:

 

ناتانائیل، هرگز گذشته را در آینده باز مجوی؛

از هرلحظه ای تازگی شباهت ناپذیر آن را بگیر

و خوشی هایت را آماده مکن.

یا بدان که بجای شادی های آماده،

شادی "دیگری " ترا به شگفت خواهد انداخت.

مائده های زمینی- آندره ژید

نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط پریشان |